این روزها مانده ام بین پریدن و ماندن کدام را انتخاب کنم. آیینه ها هر چه باشد پر است از رنگ و بوی روزهایی که خیال می کردم دارم عشق می نوشم. و هر آینه، توی آیینه های مجازیِ این سرا، خاطرات تلخ و شیرین ترم هایی که گذشت را مرور می کنم.
اما پریدن زیباست، شبیه رها شدنِ پروانه ی قرمزی از تور عنکبوت، یا وقتِ سر باز کردنِ تخم های کرم رنگِ مرغابی های کنارِ رود. پریدن زیباست و با همه ی زیبایی اش، "من" را می ترساند. تو چه فکر میکنی؟ بی بال پریدن سخت نیست؟